Select/Deselect all list
Click on the keyboard if you do not have the correct keyboard layout.
مجمع اللغات
انگلیسیپښتوشرحمعنینوعیت کلمهریشۀ لغتتلفظاسم یا کلمه
Urine

​میتیازې، رڼې میتیازې، هغه مایع چې د تناسلې الې له لارې له بدن څخه وزي

 

​کلمۀ عربی به معنی بول - در زبان عامیانه شاش - پیشاب - آبیکه از راه جهاز تناسلی از بدن خارج میشود - در قدیم به معنی بسیار سخاوتمندانه دادن. / هاشمیان

اسم ذاتعربی/ed.raar/ادرار
Diuretic  

​موادی هستند که با اثر بر روی گرده باعث افزایش جریان ادرار و افزایش حجم ادرار انسان می‌ شوند. میوه‌های حاوی آب فراوان مانند تربوز، گیاهان دارویی مانند بابونه، ریشه شیرین بیان، سنبل خطائی و داروهای مدرر یا دیورتیک‌ها مانند فورزماید از جمله مواد مُدِر (ادرارآور) هستند

اسم مرکب - صفتترکیب دری و عربی/ed.raar.aa.war/ادرارآور
Acquaintance, assimilation, conversance, familiarity, grasp, erudition

درک، لیدته، پوهیدنه، احساس

 

​کلمۀ عربی، به معنی درک، احساس - مشاهده - دریافت حسی - تشخیص. جمع آن ادراکات

اسمعربی/ed.raak/ادراک
Feelings, senses

​د /ادراک/ جمع بڼه: پوهېدل، درک‌کول

 

​جمعِ ادراک، به کلمهٔ «ادراک» مراجعه شود

اسم جمع - اسم معنیعربی/ed.raa.kaat/ادراکات
Percipience, the quality of having sensitive insight or understanding, perceptiveness  

​اِدراکمَند- بادرک. عاقل. فهمیده. هوشیار. ذکی و...

صفت نسبتیترکیب دری و عربی/ed.raak.mand /ادراکمند
??? 

​بنابر اهمیت حیاتی این مادهٔ هورمونی برای حیات بخشی در حالات فوق العاده در صنعت دواسازی نیز تهیه میگردد

ترشحات هورمونی است که یوسیلهٔ گرده ها مخصوصاً در حالات ترس، وحشت و تنش خون بدن تولید گردیده و به سرعت ضربان قلب را بالا برده و جریان خون را در بدن سریع میسازد

؟؟؟انگلیسی/aa.der.naa.leen/ادرنالین/آدرنالین
Devoted, self-giving

​مینه ناک، فداکار، مخلص

 

​اِدریس- کلمۀ عربی که در زبان عبرانی به شکل /اِنوخ/ ، به معنی صمیمی - فداکار- مخلص، بوده و در بایبل نیز آمده - یک نام قدیم عبرانی است که در کشور های مسلمان نیز به حیث نام مردانه استعمال میشود. / هاشمیان

اسم - صفتعربی/ed.rees/ادریس
فارسی ایران به دری افغانستان
اصطلاح دریعنوان
خیمهﭼﺎدر
مختصات افغانستان
نوع محتواشرحردیفلسانضرب المثل ها، مقولات، کنایات و گفته ها
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه

​اَدرَم کَش سوزن و یا دروش پالان دوزی، آلهٔ نوک تیز که نوکش دارای قلاب بوده و طول آن ده تا پانزده سانتیمتر مجهزبا دستهٔ چوبی میباشد

اصطلاح عامیانهدریادرم کش
محققین و مؤلفین   ادریس شاه
جغرافیه
معرفی مختصرکتگوریاسم یا کلمه

​دند آبیست که به فاصله ۹۹ کیلومتر در شمال غرب قریه خرمنک در علاقه گرم سیر مربوط حکومت اعلی گرشک کائن و به خط طول البلد ۶۴ درجه - ۱۶ دقیقه - ۲۴ ثانیه مشرقی و خط عرض البلد ۳۰ درجه - ۵۵ دقیقه - ۲۴ ثانیه شمالی واقعست.(قاموس جغرافیای افغانستان)

جهیلجهیل اشرف نادر

​شمه ایست به فاصله ۱۵ کیلومتر در شمال شرق (قادس) در علاقه حکومت کلان بادغيسات ولایت هرات که بین ۶۳ درجه  ۳۰ دقیقه  ۴۸ ثانیه طول البلد مشرقی و ۳۴ درجه  ۵۴ دقیقه عرض البلد شمالی واقعست.(قاموس جغرافیای افغانستان)

چشمهچشمهٔ بادروک

​دریای بزرگی که نام آن هم ادرسکن است در شمال غرب حکومتی درجه اول شیندند و به طرف غرب افغانستان در ولایت هرات واقعست منبع آن سفید کوه و قدری بالاتر از شمال کاروان سرای ادرسکن جریان داشته و از علاقه های سبزوار جدگه و کلیله گذشته و بالاخره به طرف جنوب در گورسیستان) می ریزد. (قاموس جغرافیای افغانستان)

دریادریای ادرسکن

​حکومت درجه ۴ و به حکومت کلان غوریان ولایت هرات مربوط بوده و به خط طول البلد ۶۲ درجه - ۱۷ دقیقه - ۲۴ ثانیه مشرقی و خط عرض البلد ۳۳ درجه - ۳۸ دقیقه - ۶ ثانیه شمالی موقعیت داشته و مرکز حکومت میباشد. اهالی آن غالباً مالدار و بادیه نشین میباشند مرکز حکومت هموار و باقی حصص آن کوه بند و دارای دره های متعدد، می باشد هوای آن نسبتاً سرد و در قلل کوها تاماه جوزا برف دیده میشود، تعداد نفوس تخمین سیزده هزار نفر و پیشه اهالی تربیه و نگهبانی مواشی است پیدا وار مشهور آن شیر خشت و زیره میباشد کوهای مشهور آن سفید کوه و ده خوار بوده و از مرکز

حکومت ۲۰ کیلومتر فاصله دارد. (قاموس جغرافیای افغانستان)

شهرشهر ادرسکن

​قریه ایست که به فاصله ۲۸ کیلومتر در جنوب مشرق قلعهٔ بنو در علاقه اندراب مربوط ولایت قطغن واقع و به خط ۶۹ درجه - ۲۸ دقيقه - ۲۹ ثانية طول البلد شرقی و خط ۳۵ درجه - ۳۴ دقیقه - ۳۲ ثانیه عرض البلد شمالی کائن میباشد.(قاموس جغرافیای افغانستان)

قریهقریهٔ آگادره

​قریه ایست که به فاصله ۲۵ کیلومتر بجنوب شرق قریۀ اچین در علاقه شنوار مربوط ولایت مشرقی کائن و بین خطوط ۷۰ درجه - ۴۳ دقیقه - ۲۴ ثانیه طول البلد مشرقی و خط ۳۴ درجه - ۴ دقیقه - ۲۴ ثانية عرض البلد شمالی واقع شده است. (قاموس جغرافیای افغانستان)

قریهقریهٔ ادرخیل

​قریه ایست که به فاصله ۲۹ کیلومتر در جنوب قريه متون متصل سرک در علاقه خوست (مربوط ولایت جنوبی) کائن بوده و به خط ۶۹ درجه – ۴۴ دقیقه - ۱۲ ثانیه طول البلد مشرقی و خط ۳۳ درجه - ۱۵ دقیقه - ۲۸ ثانية عرض البلد شمالی واقع می باشد. این قریه به نام میر نادر شاه خان کند کمشر که در جنگ زمرگ پسر ببرک خان کشته شد تسمیه گردید. چه نامبرده درین جنگ مصدر شجاعت و خدمت قابل قدری گردید. از اهالی کوه دامن شمالی و صاحب منصب برجسته بود. (قاموس جغرافیای افغانستان)

قریهقریهٔ المره میرنادرشاه کوت

​قریه ایست در بیرون سونه مربوط حکومت اعلی میمنه. (قاموس جغرافیای افغانستان)

قریهقریهٔ بلوچشاه نادر

​قریه ایست به فاصله ۱۷.۵ کیلومتر در شرق قریهگل آباد متصل سرك كه به طرف قلعه بست می رود در علاقه گرم سیر مربوط حکومت اعلی گرشک که بین ۶۳ درجه ۵۳ دقیقه ۲۶ ثانيه طول البلد شرقی و ۳۰ درجه ۳۵ دقیقه ۴۶ ثانیه عرض البلد شمالی واقعست. (قاموس جغرافیای افغانستان)

قریهقریهٔ بنادر میانه

​ قریه ایست به فاصله ۱۹ کیلومتر در شرق قریه گل آباد در علاقه گرم سیر مربوط حکومت اعلی گرشک که بین ۶۳ درجه ۵۱ دقیقه ۵۹ ثانیه طول البلد شرقی و ۳۰ درجه ۳۴ دقیقه عرض البلد شمالی موقعیت دارد. (قاموس جغرافیای افغانستان)

قریهقریهٔ بنادر کلان
حقوق و قضاء
پښتوتعریفمنبع قانونتلفظعنوان

​مصادره: د محكوم عليه د منقولو يا غير منقولو مالونو جبري او بلاعوضـه اخيستل دي چې د قانون د حكمونـو او واكمنې محكمې د پرېكړې مطابق د هغو مالكيت دولت ته لېږدول كېږي

​ اخذ جبری وبلا عوض اموال منقول یا غیر منقول محکوم علیه است که مطابق احکام قـانون و فیصـلۀ محکمـۀ ذیصلاح مالکیت آن به دولت انتقال مـی یابد

قانون جزاء افغانستانmu.sa.de.raمصادره
قاموس بایوگرافیکی افغانستان
نوع محتواترجمهٔ دریبیوگرافی مختصرتصویراسم
قاموس بایوگرافیکی افغانستان 

​د ۱۹۸۰ز کال د اپریل میاشت، د باختر خبري آژانس رﺌـیس. د ژورنالیستانو د اتحاديې د کنترول او نظارت د کمیسیون غړی.
لیکوال: لودویگ آدمک
ژباړونکي: رحمت آریا

 مل عبدالقادر
قاموس بایوگرافیکی افغانستان

​ از سال ۱۹۲۹ – ۱۹۳۳ م. شاه افغانستان بود، او مربوط قو محـمد زایی، پسر سردار مـحـمـد یحیی خان ها و در سال ۱۸۸۳م. چشم به جهان ګشوده است. در ۱۹۰۶به رتبه نظامی  بریگیدییر ( طبق رتب فعلی معادل برید جنرال) به وظیفه در اردو مقرر ګردید. اوبا امیر حبیب الله خان بحیث  بریدگیدییر درسفر هندوستان همراهی نمود و در ۱۹۰۷ م. درسفر هرات اایشان یکجا بود. درسال ۱۹۱۲م. قوماندان قوای دلوتی برعلیه قیام قوم  منگل بودو بعد از سرکوبقیام در مقابل این  خدمت اش در ۱۹۱۲م. به رتبه ې جنرال یا ناﺌـب سالار ارتقاء نمود.  درسال ۱۹۱۴م. قوماندان عمومی یا سپه سالار ګردید. زمانیکه امیر حبیب الله خان در لغمان کشته شد، مـحـمـد نادر شاه نیز در  لغمان باایشان بود. امیر امان الله خان او راآزاد و به ولایت خوست بحیث قوماندان عساکر آن محل مقرر نمود. در ۱۹۱۹طی ماه مې در جنګ که از طرف امیر امان الله خان غرض استرداد استقلال کشور از انګلیس اعلان شده بود، با قشون ملی یکجا محل (تهل) را محاصره کرد.  در اکتوبر ۱۹۱۹به کابل رجعت داده شد و بحیث وزیر جنگ /دفاع  مقرر ومسوولیت اداره اقوام سرحدي را بعهده ګرفت.

در مارچ سال  ۱۹۲۰نشر اخبار اتحاد مشرقي را در جلال آباد کې آغاز و این جریده روحیه  پان – اسلامي را داشت. یکی از پسرانش بنام مـحـمـد طاهر طی ماه اکتوبرسال ۱۹۲۱غرض ادامه تحصیلات اعزام که چندی بعد در فرانسه وفات یافت. جنرال محـمـد نادر،به امیر امان الله خان اطلاع داده بو تا در ریفورمهای اصلاحي عجله نکند، که بعد ازین در جنوری سال ۱۹۲۴م. بحیث  وزیرمختاردر پاریس ګماشته شد. در اوایل ۱۹۲۶م. کې شدیداً مریض و مجبور به استعفی از وظیف شد. او غرض تداوی و مرخصی به «گرس» رفت، در انجا با برادرانش محـمد هاشم خان و شاه ولي خان یکجا ګردید. با امیر امان الله خان مشاجره ی لفظي و دعوی نمود اما در ۱۹۲۸م.  امیر امان الله خان حین سفرش به اروپا تلاش نمود تا اورا تشویق و وادار بسازد تا دوباره به کشور برګردد.

  در هشتم ماه فبروری سال ۱۹۲۹م. باهاشم خان و شاه ولي خان یکجا از (مارسې) به هندوستان رفت. در همین فبروری سال ۱۹۲۹م، به پشاور رسید. در مارچ  ۱۹۲۹م. از راه   کورم وارد خوست وبعد از راه  گردیز به کابل مواصلت نمود، درین زمان بچه سقاو حاکم کابل شده بود، نادرخان به او مقابله را اغاز ولی در گردیز درمقابل نیروهیا حبیب الله کلکاني مغلوب ګردید دلیل این شکست عقب نشینی غوث الدین خان و افراد قوم غلزی بود که در اپریل ۱۹۲۹بسمت  خوست عقب نشینی نموده بودند، بعداً محمد نادر دوبار تلاش نمود تا به کابل برسد، بالاخره برادرش شاه ولي درسیزدهم اکتوبر ۱۹۲۹م. کابل را از نزد بچه سقا ګرفت. جنرال نادر خان بتاریخ ۱۵ اکتوبر وارد کابل شده و درهمین روز مردم قباﺌیلي او را بحیث پادشاه اعلان نمودند. جلوس او برتخت  سلطنت طی ماه سپتمبر ۱۹۳۰م. در کابل توسط لوی جرگه  تصدیق ګردید. نادر غرض به رسمیت شناختن کشورش تلاش زیاد نمود، او مکاتب پسرانه را افتتاح نمود، در بالاحصار به تاسیس  حربي پوهنتون اقدام نمود. با تاسیس نمودن پوهنځي طب ساس پوهنتون کابل را ګذاشت؛ بعداً در پوهنتون  کابل پوهنځی های دیګری انکشاف یافت. نادر خان ولسي جرگه «شواری ملي» [ ] و «مجلس سنا / اعیان»  رااساسګذاری نموده که حیثیت قوای مقننه را بخود ګرفت. او با مخالفین خودو بشمول کسانیکه درتلاش احیای دوباره سلطنت امیر امان الله خان بودند مبارزه کرد. غلام نبي خان چرخي را بنا بر فعالیتهایش به طرفداری از امان الله خان درسال۱۹۳۲م. اعدام نمود. نادر خان در سال ۱۹۳۳م. توسط یک جوان بنام عبدالخالق که خدمه ی منزل غلام نبي چرخي بود، کشته شد.

مترجم دری:  پوهاند محمد بشیر دودیال

​ (له ۱۹۲۹ – ۱۹۳۳ زکال پورې) د افغانستان پادشاه، محـمد زی. په ۱۸۸۳ز کال کې زېـږېـدلی دئ. د سردار مـحـمـد یحیی خان زوی. په ۱۹۰۶ز کال کې د بریگیدییر ( د نن په رتبې، برید جنرال) په توگه مقرر سو. له امیر حبیب الله خان سره د بریدگیدییر په توگه د هغـﮥ د هندوستان د سفر او په ۱۹۰۷ز کال کې هرات ته د امیر د سفر مل. په ۱۹۱۲ز کال کې ﺌـې د منگلو د بلوا پر ضد د ځواکونو بولنه وکړه. د همدې خدمت لپاره ﺌـې د ۱۹۱۲ز کال د دسمبر په میاشت کې د جنرال یا ناﺌـب سالار رتبې ته ارتقاء وکړه. 

په ۱۹۱۴ز کال کې ستربولندوی یا سپه سالار وگومارل سو. کله چې امیر حبیب الله په لغمان کې وژل کـېـدﮤ مـحـمـد نادر شاه هم په لغمان کې وو. امیر امان الله خان آزاد کړ او خوست ته ﺌـې د ځواکونو د بولندوی په توگه ولـېـږﮤ. د ۱۹۱۹ز کال د مې په میاشت کې ﺌـې (تهل) ﺌـې محاصره کړ.  د ۱۹۱۹ز کال په اکتوبر کې کابل ته راستون سو. د جنگ /دفاع  وزیر په توگه مقرر سو او له ټولو سرحدي قومونو سره ﺌـې د چلند د چارو د پرمخ بیولو مسؤولیت واخیست.  د ۱۹۲۰ز کال د مارچ په میاشت کې ﺌـې د اتحاد مشرقي د ورځپاڼي خپرول په جلال آباد کې پیل کړل چې شکل د بیان ﺌـې په پان – اسلامي بڼه وه. د مـحـمـد طاهر په نامـﮥ یو زوی ﺌـې د ۱۹۲۱ز کال د اکتوبر په میاشت کې فرانسې ته د تحصیلاتو لپاره لاړ خو څو موده وروسته په فرانسې کې وفات سو. جنرال محـمـد نادر، امیر امان الله خان ته خبرداری ورکړ چې په خپلو اصلاحي ریفورمونو کې په بـیـړې او چټکۍ روان دئ، خو له دې وروسته د ۱۹۲۴ز کال د جنورۍ په میاشت کې په پاریس کې د وزیرمختار په توگه مقرر سو. د ۱۹۲۶ز کال په لومړیو کې شدیداً ناروغه سو او مجبور سو چې له خپلې دندې استعفی وکړي.

«گرس» ته د ناروغۍ په رخصتۍ لاړ او همدلته له خپلو وروڼو محـمد هاشم خان او شاه ولي خان سره یو ځای سو. له امیر امان الله خان سره ﺌـې لفظي شخړه او دعوی سوه خو په ۱۹۲۸ز کال کې امیر امان الله خان اروپا ته د خپل سفر پر مهال هڅه وکړه چې وﺌـې هڅوي چې بـېـرته هـېـواد ته ستون سي. د ۱۹۲۹ز کال د فبرورۍ د میاشتې په اتمې نـېـټې له هاشم خان او شاه ولي خان سره یو ځای له (مارسې) څخه هندوستان ته لاړ. د ۱۹۲۹ز کال د فبروري میاشت وه چې پـېـښـور ته ورسـېـدل. د ۱۹۲۹ز کال د مارچ په میاشت کې د کورم له لارې له خوست ووتل. د گردیز له لارې ﺌـې د کابل پر لور پرمختگ وکړ، خو په گردیز کې ﺌـې د حبیب الله کلکاني د سرتیرو له لاسه ماتې وخوړله؛ ددې ماتې دلیل د غوث الدین خان او د غلزیو شا ته کـېـدل ول چې د ۱۹۲۹ز کال د اپریل په میاشت کې خوست ته په شا سول. له دوه وو نور ناکامو پرمختگونو وروسته ورور ول چې شاه ولي د ۱۹۲۹ز کال د اکتوبر د میاشتې په دیارلسمې نـېـټې کابل ونیوﮤ. جنرال نادر خان د اکتوبر د میاشتې په ۱۵ کابل ته ورسـېـد او په همدې ورځې قباﺌیلي وگړو د پادشاه په توگه اعلان کړ. د سلطنت پر تخت باندې کـښـېـنستل ﺌـې د ۱۹۳۰ز کال په سپمتبر کې په کابل کې د لویې جرگې له لوري  تصدیق سول. نادر د هـېـواد د په رسمیت پـېـژندلو په لاره کې ډېرې هڅې وکړې، د هلکانو لپاره ﺌـې ښوونځي پرانیستل او به بالاحصار کې ﺌـې حربي پوهنتون جوړ کړ. د طب د پوهنځي بنسټ ﺌـې کښـېـښود؛ همدا د طب پوهنځی وو چې وروسته د کابل پوهنتون د جوړیدلو لپاره هسته سوه. نادر خان ولسي جرگه «شواری ملي» او سنا «مجلس ِ اعیان» راټول کړل چې د افغان حکومت مقننه څانگه سوه. د خپلو مخالفینو پر وړاندې، د هغو کسانو په گډون چې د امیر امان الله خان د سلطنت د بیا اعاده کیدلو لپاره ﺌـې هڅه کوله مبارزه وکړه. غلام نبي خان چرخي ﺌـې د ورانکارو فعالیتونو له کبله په ۱۹۳۲ز کال کې اعدام کړ. نادر خان په ۱۹۳۳ز کال کې د عبدالخالق په نوم د یوﮤ زده کوونکي په لاس چې د غلام نبي چرخي د کورنۍ مزدور وو ووژل سو.

لیکوال: لودویگ آدمک
ژباړونکي: رحمت آریا

نادر شاه