| انگلیسی | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
| Elevated, raised, upraised, uplifted | برخاسته، بالاآمده، بیرون شده، طلوع کرده. ، شکل گذشتهٔ فعلی از مصدر «برآمدن» است. مثال: این اندیشه از دل مردم برآمده است | صفت | دری | /ba,raa.ma.da/ | برآمده |
| Arising from, Resulting from | بالا زده / بیرونزده / برجسته (فیزیکی). صفت مفعولی (اسم صفتشده). از فعل مرکب «برآمدن» (که خودش از پیشوند «بر» + فعل «آمدن» ساخته شده).
| صفت مفعولی | ترکیب دری و دری | /bar.aa.ma.da/ | برآمده |