Select/Deselect all list
Click on the keyboard if you do not have the correct keyboard layout.
مجمع اللغات
انگلیسیپښتومعنینوعیت کلمهریشۀ لغتتلفظاسم یا کلمه
Equity, fairness, justice, justness

​عدل، ښه‌کول، منځلاریتوب، رحم، مېړانه

کلمۀ عربی، به معنی عدل و داد کردن - راستی کردن - میانه روی - بی طرفی - داد، رحم، عدالت، عدل، مروت - در ترکیباتی از قبیل بی انصاف، با انصاف (صفت) - و در ترکیب انصافاً (قید) است - و به حیث تخلص نیز استعمال میشود. / هاشمیان​
الإنصاف: وقتی که واژه "ال" معرفه به "إنصاف" اضافه می‌شود، تبدیل به اسم معرفه می‌شود و به معنای خاص‌تری از انصاف اشاره دارد. یعنی در این حالت، "الإنصاف" به انصاف به عنوان یک مفهوم معین و مشخص اشاره می‌کند که ممکن است در یک موقعیت خاص یا در یک زمینه خاص به کار رود. به عبارت دیگر، "ال" معرفه بر خاص بودن یا برجستگی آن مفهوم تاکید دارد. برای مثال، "الإنصاف في القضاء أمر مهم" (انصاف در قضاوت امری مهم است).

مصدر متعدی - اسم مصدرعربی/en.saaf/انصاف
Impartially

​له عدالت او ترحم شره مل، د انصاف له مخې

​عادلانه، از روی عدالت و رحم، انصافاً و به طور انصاف، با عدل و  مروت

قید - صفتترکیب دری و عربی/en.saa.faa.na/انصافانه