انگلیسی | پښتو | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
Adjoint, adjunct, appendant, add on, supplement | اضافه شوی، ورسره یو ځای شوی
| ترکیب عربی و دری، به معنی افزودگی - پیوست شده گی - ملحق شده، مثلاً شعر الحاقی - عبارت الحاقی. اداری و رسمی: - مثلاً «مدارک الحاقی» به معنای مدارک اضافی و پیوستشده به یک سند است.
| صفت | | /el.haa.qee/ | الحاقی |
Attachment | | اِلحاقیه- ضمیمه، پیوست، متمم، آنچه در پیوند با اسناد معتبر ضمیمه کنند، آنچه جزء جدایی ناپذیر متن باشد
| اسم - صفت | عربی | /el.haaq.ya/ | الحاقیه |