Select/Deselect all list
Click on the keyboard if you do not have the correct keyboard layout.
مجمع اللغات
انگلیسیپښتومعنینوعیت کلمهریشۀ لغتتلفظاسم یا کلمه
Guarantor, sponsor, surety

​پر ځان لازم گڼلی، پر غاړه اخستلی یا په شرطي بڼه: ښايي زوی مې داسې کړي وي، ښايی اڅک لیکلي وي

ترکیب عربی و دری، به معنی متعهد -ملتزم - در گرامر وجه التزامی، مثلاً برای اینکه او برود - وجه شرطی، مثلاً گمان میکنم پسرم نوشته باشد - شاید امروز تلفون کند - فردا ممکن است بروم. / هاشمیان​
"التزامی" از ریشه التزام گرفته شده و به معنای چیزی است که به‌نوعی با پایبندی، تعهد، یا الزامی همراه است. این کلمه معمولاً در زمینه‌های رسمی، حقوقی، یا دینی به‌ کار می‌رود و به حالتی اشاره دارد که فرد یا چیزی متعهد به انجام یا رعایت یک موضوع خاص است.

صفت - وجه التزامیترکیب دری و عربی/el.te.zaa.mee/التزامی