انگلیسی | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
Fall into depression | دلتنگ شدن، دلسرد گشتن، مایوس شدن، پژمرده شدن، محزون گشتن. به حالتی اشاره دارد که فرد به دلیل عواملی مانند مشکلات روانی، فشارهای زندگی، یا تغییرات منفی در وضعیت شخصی، احساس غم، ناامیدی یا بیارادگی میکند. در این حالت، فرد ممکن است از فعالیتهای روزمره بیانگیزه شده و روحیه پایینتری داشته باشد.
| مصدر مرکب | ترکیب دری و دری | /af.sor.da.sho.dan/ | افسرده شدن |