Select/Deselect all list
Click on the keyboard if you do not have the correct keyboard layout.
مجمع اللغات
انگلیسیپښتومعنینوعیت کلمهریشۀ لغتتلفظاسم یا کلمه
???

​بلونکی، ځلونکی

​درخشنده، تاباننده، مشتعل کننده، درخشان کننده.
چیزی که آتش یا نور ایجاد می‌کند:
به معنای چیزی که موجب روشن شدن یا شعله‌ور شدن می‌شود.
مثال:

  • در دل شب، آتش‌افروزنده‌ای چون شمع‌های روشن، فضا را گرم کرد.
  • افروزنده‌های کوچک می‌توانند محیط را پر از نور کنند.

    رانگیختن احساسات یا هیجانات:
    به معنای فرد یا چیزی که باعث شعله‌ور شدن احساسات، عواطف یا هیجان‌ها می‌شود.
    مثال:

    • سخنان او افروزنده شور و هیجان در دل مردم بود.
    • این کتاب افروزنده احساسات عمیق انسانی است.
اسم فاعل - صفتدری/af.ro.zen.da/افروزنده