Select/Deselect all list
Click on the keyboard if you do not have the correct keyboard layout.
مجمع اللغات
انگلیسیپښتومعنینوعیت کلمهریشۀ لغتتلفظاسم یا کلمه
Kindle, ignite, set alight, set light to

​لگول، هڅول، تحریکول

​صیغۀ حال (امر) مصدر افروختن، به معنی روشن کردن - برانگیختن - برافروختن​. / هاشمیان

بن مضارعدری/af.rooz/افروز
To brighten

​بلول، ځلول، سوځول، رڼول

​افروختن، روشن کردن، درخشان کردن، سوزاندن، تاباندن، متشعشع گردانیدن، روشنایی کردن، شعله ور ساختن

مصدر لازمدری/af.ro.zaan.dan/افروزاندن
Illuminator, Incendiary 

​تاباننده، مشتعل کننده، درخشان کننده، روشن کننده.

  • کسی یا چیزی که باعث روشنایی یا اشتعال می‌ شود.

  • در معنای مجازی، کسی که شور، انگیزه یا هیجان ایجاد می‌کند.


اسم فاعل - صفتدری/af.ro.zaa.nen.da/افروزاننده
To brighten

​بلول، سوځول

​مشتعل کردن، درخشانیدن، شعله ور ساختن، روشن کردن، سوزانیدن

مصدر لازمدری/af.ro.zaa.nee.dan/افروزانیدن
Inflaming, Kindling

​رڼايي، ځلېدل

​تابش، روشنایی، اشتعال، رونق

اسم مصدردری/af.ro.zesh/افروزش
???

​بلونکی، ځلونکی

​درخشنده، تاباننده، مشتعل کننده، درخشان کننده.
چیزی که آتش یا نور ایجاد می‌کند:
به معنای چیزی که موجب روشن شدن یا شعله‌ور شدن می‌شود.
مثال:

  • در دل شب، آتش‌افروزنده‌ای چون شمع‌های روشن، فضا را گرم کرد.
  • افروزنده‌های کوچک می‌توانند محیط را پر از نور کنند.

    رانگیختن احساسات یا هیجانات:
    به معنای فرد یا چیزی که باعث شعله‌ور شدن احساسات، عواطف یا هیجان‌ها می‌شود.
    مثال:

    • سخنان او افروزنده شور و هیجان در دل مردم بود.
    • این کتاب افروزنده احساسات عمیق انسانی است.
اسم فاعل - صفتدری/af.ro.zen.da/افروزنده
Kindling, blazing 

​از مصدر افروختن یا افروزیدن، مشتعل گری، روشن گری، افروختگی، تابندگی. در بعضی موارد، "افروزی" ممکن است به معنای روشن کردن یا زنده کردن چیزی، به ویژه در زمینه‌هایی مانند احساسات یا آرزوها، باشد.

اسم مصدردری/af.ro.zee/افروزی
To kindle 

​افروختن، روشن کردن، درخشان کردن، تابانیدن، مشتعل کردن، شعله ور ساختن. در بعضی از کاربردهای مجازی، "افروزیدن" به معنای برانگیختن احساسات یا شور و شوق نیز می‌تواند باشد، مثلاً "افروزیدن روحیه" یا "افروزیدن آرزوها".

مصدر متعدیدری/af.ro.zee.dan/افروزیدن