انگلیسی | پښتو | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
Kindle, ignite, set alight, set light to | | صیغۀ حال (امر) مصدر افروختن، به معنی روشن کردن - برانگیختن - برافروختن. / هاشمیان | بن مضارع | دری | /af.rooz/ | افروز |
To brighten | | افروختن، روشن کردن، درخشان کردن، سوزاندن، تاباندن، متشعشع گردانیدن، روشنایی کردن، شعله ور ساختن
| مصدر لازم | دری | /af.ro.zaan.dan/ | افروزاندن |
Illuminator, Incendiary | | تاباننده، مشتعل کننده، درخشان کننده، روشن کننده.
| اسم فاعل - صفت | دری | /af.ro.zaa.nen.da/ | افروزاننده |
To brighten | | مشتعل کردن، درخشانیدن، شعله ور ساختن، روشن کردن، سوزانیدن
| مصدر لازم | دری | /af.ro.zaa.nee.dan/ | افروزانیدن |
Inflaming, Kindling | | تابش، روشنایی، اشتعال، رونق
| اسم مصدر | دری | /af.ro.zesh/ | افروزش |
??? | | درخشنده، تاباننده، مشتعل کننده، درخشان کننده. چیزی که آتش یا نور ایجاد میکند: به معنای چیزی که موجب روشن شدن یا شعلهور شدن میشود. مثال: | اسم فاعل - صفت | دری | /af.ro.zen.da/ | افروزنده |
Kindling, blazing | | از مصدر افروختن یا افروزیدن، مشتعل گری، روشن گری، افروختگی، تابندگی. در بعضی موارد، "افروزی" ممکن است به معنای روشن کردن یا زنده کردن چیزی، به ویژه در زمینههایی مانند احساسات یا آرزوها، باشد.
| اسم مصدر | دری | /af.ro.zee/ | افروزی |
To kindle | | افروختن، روشن کردن، درخشان کردن، تابانیدن، مشتعل کردن، شعله ور ساختن. در بعضی از کاربردهای مجازی، "افروزیدن" به معنای برانگیختن احساسات یا شور و شوق نیز میتواند باشد، مثلاً "افروزیدن روحیه" یا "افروزیدن آرزوها".
| مصدر متعدی | دری | /af.ro.zee.dan/ | افروزیدن |