انگلیسی | پښتو | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
A- Being un idiomatic or ungramatical B- a dotting of a letter in alphabet | | اِعجام- کلمۀ عربی، به معنی تنقیط - نقطه گذاری - گذاشتن نقطه ها و علامات مشخصه بدور حروف الفبا - اشارات اعجامیه اصول تنقیطی بود که در دهۀ دوم و سوم قرن بیستم رایج بود. ه معنای نقطهگذاری یا اعرابگذاری حروف برای روشن کردن تلفظ و معنای آنها است. مثال:- "اعجام حروف عربی در ابتدا برای جلوگیری از اشتباهات خواندن قرآن انجام شد."
- "با اعجام کلمات، خواندن متن آسانتر شد."
| اسم معنی | عربی | /ee'.jaam/ | اعجام |