انگلیسی | پښتو | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
acceptance, belief, commitment, faith, idea, persuasion | عقیده درلودل، باور کول، ایمان درلودل، یقین کول
| کلمۀ عربی، به معنی باور، یقین، عقیده داشتن - باور کردن - ایمان داشتن - یقین کردن | مصدر متعدی - اسم مصدر | عربی | /e'.te.qaad/ | اعتقاد |
Persuasions | د /اعتقاد/ جمع بڼه: باورونه، عقاید
| جمعِ اعتقاد، باور ها عقیده پنداشت - چیز هایی که یک فرد باور دارد که وجود دارند را اعتقادات آن فرد گویند. اگر کسی اعتقاد داشته باشد معتقد است
| اسم جمع - اسم معنی | عربی | /e'.te.qaa.daat/ | اعتقادات |
Creeds, a system of religious beliefs, a faith | د باور وړ، د اعتماد وړ، په عقیدې پورې اړوند، د خلکو ایمان او باور
| ترکیب عربی و دری، به معنی قابل اعتقاد - باور کردنی - مربوط به عقیده، ایمان و باور مردم. کلمه «اعتقادی» از ریشه «اعتقاد» گرفته شده و به معنای مربوط به باورها، عقاید یا نظرات فردی یا جمعی است. به عبارت دیگر، این واژه برای توصیف مواردی به کار می رود که با سیستم باورها یا اعتقادات افراد یا گروهها مرتبط باشند. مثالها: - مباحث اعتقادی: در کنفرانسهای علمی، اغلب به مسائل اعتقادی و فلسفی پرداخته میشود.
- دیدگاه اعتقادی: او دیدگاه اعتقادی قوی دربارهٔ موضوعات اخلاقی دارد.
- تفاوتهای اعتقادی: در میان گروههای مختلف، اختلافات اعتقادی ممکن است به تنشهای اجتماعی منجر شود.
| صفت | ترکیب دری و عربی | /e'.te.qaa.dee/ | اعتقادی |