انگلیسی | پښتو | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
Compulsion, coercion, urgency | بیچارگي، تر فشار لاندې، نارامي، د ډارحالت
| اِضطِرار- کلمۀ عربی، به معنی بیچاره گی - درمانده گی - ناچار شدن - نا آرامی - در تحت فشار قرار داشتن - حالت اضطرار = حالت ناآرامی عمومی - حالت ترس و خوف. / هاشمیان | مصدر لازم - اسم مصدر | عربی | /ez.te.raar/ | اضطرار |
Neediness, destituteness, poorness, poverty, under pressure | د تنګسې په حالت کې، تر فشار لاندې
| ترکیب عربی، به معنی در حالت درمانده گی - در تحت فشار - در حالت بیچاره گی - در حالت نا آرامی. / هاشمیان | قید | ترکیب عربی و عربی | /ez.te.raa.ran/ | اضطراراً |
Emergency, a time of intense difficulty or danger, disaster | فوري، ځانگړی، فوق العاده، ناکراري، ډار، خطر
| اضطراری- ترکیب عربی و دری، به معنی بیچاره - درمانده - ناچار - تحت فشار. این کلمه از ریشه «ضَرَر» به معنای آسیب یا زیان گرفته شده و به معنای حالتی است که شرایط پیشآمده اجباراً نیاز به اقدام فوری دارد. - خروج اضطراری: مسیری که در مواقع خطر مانند آتشسوزی یا زلزله برای تخلیه سریع ساختمان طراحی شده است.
- نشست اضطراری: جلسهای که برای بررسی موضوعات فوری و حیاتی برگزار میشود.
- فرود اضطراری: زمانی که هواپیما به دلیل شرایط خاص مانند نقص فنی یا شرایط بد جوی مجبور به فرود در اولین فرصت میشود.
| صفت | ترکیب دری و عربی | /ez.te.raa.ree/ | اضطراری |