انگلیسی | پښتو | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
originality, nobility. authenticity, genuineness | اصل او نسب لرل، په یوه سوچه کورنۍ او توکم پورې اړه درلودل
| کلمۀ عربی، بمعنی با اصل و نسب بودن - به خاندان و نژاد سچه تعلق داشتن - ریشه و نسب نیک داشتن، اصلیت داشتن، درستی | اسم مصدر | عربی | /a.saa.lat/ | اصالت |
Family Heritage- Ancestral Roots | | از طبقه نجبا، نوعی تبعیض نزادی در بیان نژاد برتر، اشاره به برتر شماری
| اسم مرکب - صفت | ترکیب دری و عربی | /e.saa.la.te.khaa.na.waa.da.gee/ | اصالت خانوادگی |
To be Authentic | | اصیل بودن، پدر دار و با نجابت بودن، شرافت داشتن، نجابت داشتن، نوعی از برتری نژادی را بیان کردن. اصالت داشتن به معنای برخورداری از خصوصیات منحصر به فرد و راستین است که آن چیز را از دیگر موارد مشابه متمایز میکند. کاربردها:در شخصیت و رفتار: - به معنای واقعی و بیریا بودن شخصیت یا رفتار یک فرد.
- مثال: "او همیشه در رفتارش اصالت دارد و نقش بازی نمیکند."
در هنر و فرهنگ: - اشاره به وفاداری یک اثر هنری، فرهنگی یا معماری به ریشهها و سنتهای آن.
- مثال: "این تابلو اصالت دارد و کاملاً مطابق سبک هنرمند است."
در اشیا یا اسناد: - به معنای اصل و تقلبی نبودن.
- مثال: "این اثر هنری اصالت دارد و توسط کارشناس تأیید شده است."
| مصدر مرکب | ترکیب دری و عربی | /e.saa.lat.daash.tan/ | اصالت داشتن |
Central Point, cause origan, Pivot, focal point | د دلیل او سبب سټه او بیخ
| اصلیت و بن و بیخ یک دلیل و سبب، اصل واسطه و علل | اسم مرکب - صفت | ترکیب عربی و عربی | /e.saa.la.te.wa.see.la/ | اصالت وسیله |
Originally | د ځان له لوري، د خپل ځان په استازولۍ
| ترکیب عربی، به معنی از جانب خود - به نمایندگی از شخص خود - شخصاً- مقابل وکالتاً / هاشمیان. اختصاصاً، انفراداً، به طور مجزاء. کلمه «اصالتاً» به معنی «به طور اصلی» یا «در اصل» است و به معنای خاصیتی اشاره دارد که مربوط به منبع اصلی یا هویت یک چیز است. این کلمه معمولاً در متونی استفاده می شود که به توصیف ریشه، تاریخچه یا خصوصیات اصلی یک موضوع می پردازند. برای مثال: - اصالتاً افغان: به معنای اینکه چیزی ریشه در فرهنگ یا تاریخ افغانستان دارد.
| قید | ترکیب عربی و عربی | /a.saa.la.tan/ | اصالتاً |