انگلیسی | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
Fault-Finding | ایراد گیری، بهانه جویی، سخت گیری در امور، مشکل تراشی. واژه اشکالتراشی به معنای ایراد گرفتن یا انتقاد کردن از چیزی یا کسی، اغلب بهطور بیمورد یا غیرضروری، است. این کلمه معمولاً در مواقعی به کار میرود که فردی بهجای توجه به مسائل مهمتر، بر جزئیات یا مشکلات کوچک تمرکز کند. کاربردها:ایرادگیری بیجا: - مثال: "او همیشه در کار دیگران اشکالتراشی میکند، حتی وقتی نیازی به آن نیست."
انتقاد از جزئیات: - مثال: "بهجای اشکالتراشی، بهتر است به راهحلها فکر کنیم."
| اسم مصدر مرکب | ترکیب دری و عربی | /esh.kaal.ta.raa.shee/ | اشکال تراشی |