انگلیسی | پښتو | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
Derivation, extraction, etymology | پرېکول، بېلول، نيمايي کول
| اِشتِقاق- کلمۀ عربی، به معنی چیزی را شَق کردن - نیم کردن - شکافتن - گرفتن - شق کردن - جدا کردن - از هم شکافتن - پاره کردن، مشتق کردن. در علم مارفالوجی کلمه ای را از کلمۀ دیگر جدا ساختن که آنرا مشتق خوانند، مثلاً حکم ، حاکم ، محکوم - در علم بدیع هرگاه در یک مصراع سه کلمه از یک ریشه بکار رود آنرا اشتقاق خوانند | مصدر متعدی - اسم مصدر | عربی | /esh.te.qaaq/ | اشتقاق |
Derivations | | جمع اشتقاق یعنی جدا شدن ها، شگافتن ها، گرفتن کلمهٔ از کلمهٔ دیگر. اشتقاقات به معنای کلمات است که از یک ریشه یا اصل مشترک گرفته شدهاند. اشتقاقها از ترکیب ریشهها با پیشوندها، پسوندها یا سایر اجزای کلمه ساخته می شوند. مثالهایی از اشتقاقات:نوشتن (ریشه: نوشت) دانستن (ریشه: دان)
| اسم جمع - اسم معنی | عربی | /esh.te.qaa.qaat/ | اشتقاقات |
derivational, derivative | | ترکیب عربی و دری ، به معنی جدا شده - مشتق - فرعی | صفت | ترکیب دری و عربی | /ra.qaa.sak/ | اشتقاقی |