Select/Deselect all list
Click on the keyboard if you do not have the correct keyboard layout.
مجمع اللغات
انگلیسیپښتومعنینوعیت کلمهریشۀ لغتتلفظاسم یا کلمه
Signalize, referring to, reference, marks, sign, state of coveying indirectly

​کنایه، تلمیح، پام اړول

اِشارَه- ​کلمۀ عربی، به معنی کنایه - تلمیح - ملتفت گردانیدن طرف با چشم یا دست یا صدا - در اصطلاحات مختلف به کارمیرود اشارۀ ابرو - اشارۀ دست - اشارۀ انگشت - اشارۀ سر- اشارۀ چشم - اشارۀ کنج چشم - اشارۀ لب - اشارۀ ترافیک - اشارۀ ضمنی - چراغ اشاره - صفت اشاره - ضمیر اشاره

اسم مصدرعربی/e.shaa.ra/اشاره
To indicate, to refer 

عبارت "اشاره کردن" در فارسی به معنای با حرکت دست، نگاه، یا کلمات، توجه کسی را به چیزی جلب کردن یا آن را نشان دادن است.

کاربردها:

  1. به صورت غیرکلامی:
    با استفاده از حرکت دست، سر، یا چشم برای نشان دادن چیزی.

    • مثال: "با دستش به طرف در اشاره کرد."
  1. در گفتار و توضیح:

هنگام اشاره کردن به موضوع یا نکته‌ای خاص در صحبت.

  • مثال: "او به اهمیت مطالعه در سخنانش اشاره کرد."
مصدر مرکبترکیب دری و دری/eshaa.ra.kar.dan/اشاره کردن
??? 

​آنکه نشان دهد، آنکه توصیه کند، نشاندهنده، معلم، رهبر، شاهین ترازو، عقربهٔ ساعت، دلالت کننده، توجیه کننده

اسم فاعل - صفت - اسم مرکبترکیب دری و دری/eshaa.ra.ko.nen.da/اشاره کننده