انگلیسی | پښتو | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
Recoup, to regain loss, collection, fulfillment, extapolaton, interpolation | د دولت له لوري د باقیاتو تر لاسه کول، د یوې حسابدارۍ عملي کول
| کلمۀ عربی، به معنی تحصیل باقیات توسط دولت - تعمیل یک وعده - حساب داری، مثلاً آنچه در مستوفیت ها اجراء میشود. استیفاء حق: به معنای گرفتن یا طلب کردن کامل و بدون کم و کاست حق خود است. مثلاً وقتی کسی میگوید "استیفاء حق خود را کردهام"، یعنی حق خود را به طور کامل گرفته است. استیفاء در حقوق: در این زمینه، استیفاء به معنای استفاده از حق یا دستیابی به چیزی است که به طور قانونی به فرد تعلق دارد.
| اسم مصدر | عربی | /es.tee.faa'/ | استیفاء |