نوع محتوا | شرح | ردیف | لسان | ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و گفته ها |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | شخص بی هیبت و بی صلاحیت.ـ بی طالع و اقبال | اصطلاح عامیانه | دری | آدم بی ستاره |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | | ضرب المثل | دری | آنچه عوض داره، گله نداره |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | کلوپ پهلوانی، محل تمرین پهلوانی
| اصطلاح عامیانه | دری | ارکاره/هرکاره |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | شگافتگی و سوراخ/غار و شگاف شدن/غارغار، شگاف شگاف عبدالله افغانی نویس | اصطلاح عامیانه | دری | بغاره/بغاره شدن/بغاره بغاره |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | مال پرچون عبدالله افغانی نویس | اصطلاح عامیانه | دری | بنجاره گی |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | براده ايكه از از اره كردن چوب بدست آيد/برادۀ چوب سندل كه در آتش اندازند و بويي گوارا و خوش دهد عبدالله افغانی نویس | اصطلاح عامیانه | دری | بورۀ (بوره) چوب ـ بورۀ (بوره) اره /بورۀ سندل |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | نبات و بوتهٔ که ساق. بلند و مستقیم نداشته و شاخه های آن روی زمین افتد مانند بوتهٔ کدو، خربوزه، بادرنگ، تره، تربوز و غیره
| اصطلاح عامیانه | دری | بیاره |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | | اصطلاح عامیانه | دری | پاره و پوره |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | مقدارچیزی که آنرا بپشت توان برداشت. آنچه بسته شده و برپشت گرفته میشود، مثل هیزم عبدالله افغانی نویس
| اصطلاح عامیانه | دری | پشتاره |
ضرب المثل ها، مقولات، کنایات و اصطلاحات عامیانه | افسوس کردن بران خساره که واقع نشده است عبدالله افغانی نویس
| اصطلاح عامیانه | دری | پیش از مرگ کفن پاره کردن |