انگلیسی | پښتو | شرح | معنی | نوعیت کلمه | ریشۀ لغت | تلفظ | اسم یا کلمه |
Proclaim, announce, reveal | | | اِبلاغ- کلمۀ عربی به معنی مطلب یا مفهومی را رساندن - اطلاع دادن - پیام رسانی، به حیث تخلص نیز استعمال میشود. ارسال پیام یا دستور به فردی دیگر: - "این تصمیم به تمام کارکنان ابلاغ شد."
در زمینهٔ حقوقی یا قانونی: - "ابلاغ حکم محکمه به طرفین پرونده انجام شد."
اطلاعرسانی یا اعلام رسمی: - "مدیرعامل ابلاغیهای برای تغییرات جدید صادر کرد."
| مصدر متعدی - اسم مصدر | عربی | /eb.laagh/ | ابلاغ |
announcement, declaration, statement, report, proclamation | خبرتیا، اعلان، د خبرتیا پاڼه
| ورقه ای که از طرف مقامات ذی صلاحیت صادر شود و مطلبی را ابلاغ کنند |
کلمۀ عربی به
معنی اطلاعنامۀ دولتی - اطلاعنامۀ رسمی- - در زبان عربی شکل مذکر این کلمه
/ابلاغی/ است اما استعمال نمیشود. / هاشمیان دستور یا حکمی که از طرف مقام
رسمی صادر میشود. | اسم ذات | عربی | /eb.laa.ghi.ya/ | ابلاغیه |